magicalworldhp

کورتنی چتویند(پگاه)

magicalworldhp

http://magicalworldhp.blogfa.com

دنیای جادویی

دنیای جادویی

دنیای جادویی

به وبلاگ دنیای جادویی خوش آمدید .ماسعی می کنیم جدیدترین اخبارهری پاترودارن شان رو برای مطالعه ی شما دوستان بذاریم وامیدواریم که لحظات خوبی رودراین وبلاگ سپری کنید
خوشحال میشیم که نظرشمادوستان روهم درباره وبلاگون بدونیم .اگرپیشنهاد یاانتقادی دارید می تونید دربخش نظرات بامادرمیون بذارید
باتشکرازبازدید شما
کورتنی چتویند طرفداران کتاب های فانتزی

دنیای جادویی

دنیای جادویی
طرفداران کتاب های فانتزی
ادامه اشعار
سلام به همه ی طرفداران این وب.

از شعرای قبلی خوشتون اومد؟خب اینا ادامشه که تایپ نشده بود.امیدوارم خوشتون بیاد.

نظر یادتون نره ها.

راستی من آفرودیتم و دفعه ی بعد با پستی از گروشام گرینچ برمی گردم 

گروشام گرینچ

-دیوید بیا و دنباله جام نحس را بگیر/که اگر نه نابود شود گروشام گرینچ

-آقای کیلگراو بده جام نحس روحانی/تا دمی بیاسایم زین حجاب ظلمانی

وینسنت مسخره میکند به کار من/خنده های زیر لب,عشوه های پنهانی

-نگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران/از جیل و وینسنت ناله خیزد روز وداع با یاران

-هر کاو شراب فرقت روزی چشیده باشد/داند که سخت باشد قطع امیدواران

با جیل بگوئید احوال آب چشمم/تا بر شتر نبندد  محمل به روز باران

نارنیا

-نارنیا همیشه سبز و نغز و دارا ست/تو پنداری که هر روزش بهار است!

اصلان

-هست اصلان طرفه شیری دلستان/موضع این شیر در نارنیا

نرم یالی عجب دارد دراز/همچو زر مثل طلایی ناب

قشنگ ترین شیر دنیا اوست/نیست جفتش,طاق بودن کار اوست

هست در هر ثقبه غرشی دگر/زیر هر غرّش او رازی دگر

ارباب حلقه ها

-بیلبو جان دریاب کنون حلقه ات هست به دست/کاین حلقه میرود دست به دست

-فرودو:از آیزنگارد بانگ ارک ها آید به گوشم/بانگ از جرس برخواست وای من خموشم

-فرودو:هیچ کس بار امانت نتوانست کشید/نگهداری حلقه به نام من دیوانه زدند

-ای فرودو,ببین که کجا میفرستمت/برای نابودی حلقه به مردور می فرستمت

این سر به مهر حلقه,به مردور رسان/کس را خبر مکن کجا می فرستمت

تو پرتوی صفایی,از شایر/هم,سوی بارگاه صفا میفرستمت

سائرون یک لحظه درنگ ندارد,مواظب باش/با همین دلیل با شتاب میفرستمت

طرف شب

-هنگام زمان لغزه :ز پای حشرات  در آن پهن دشت/طرف شب شش گشت و آسمان هشت

-کتی از آن جا که فراغی گزید/رخت خود از لندن به بلیستون کشید

-جان تیلرکه کی اش نام نهادند/کی بود؟کجا بود؟کی اش نام نهادند؟

طرف شب خاکی است که رنگین گشت از خون ضعیفان/این ملک که به بلیستون اش نام نهادند

-جان تیلر اینا راه سفر در پیش دارند/پا در رکاب راهوار خویش دارن

گاه سفر آمد جوانا ره دراز است/پروا مکن بشتاب,همت چاره ساز است

خیابان بلیستون پر از جان آزارها و بدان است/جان جلو دار و جوانا اندر میان است

تنگ است خانه ما را تنگ است سوزی جان/خورده شدن توسط خانه ننگ است سوزی جان

موهبت گفت این خانه از دشمن است/بکشیمش که از فامیل های دشمن است

با تلخیص از کتاب ادبیات سوم دبیرستان

 

|+| نوشته شده توسط کورتنی چتویند(پگاه) در سه شنبه 10 شهریور1388 و ساعت 12:55 |
اشعار فانتزي ونويسنده جديد
سلام

احتمالا توي پست قبل گفته بودم آپ بعدي درباره استفن كينگ هست.متن آمادس ولي قبلش اشعاري بدستم رسيد كه ديدم بهتره اونارو اول بذارم،وضمن تقدير از شاعرش آفروديت(ويولت بودلر سابق)ايشون رو هم به شما معرفي كنم كه شاعر اشعار فانتزي ما ونويسنده جديد وبلاگ هستن.

دوستان ديگه اي هم كه از شعر هايي مثل اينا ميگن يا كلا مطالب فانتزي دارن،ميتونن نام وپسورد مورد نظرشونو بگن تا به نويسنده هاي وبلاگ اضافه بشن ومطالب رو بذارن.

در باب چو
-نشکن دل بی نوای ما را چو / این ساز نشکسته اش خوش آهنگ تر است
-ای چو,عشق ز جینی بیاموز / کان سوخته شد و آواز نیامد
-مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر / ما هم چنان در اول وصف تو ماندیم چو
-چو بر شمردم از ماجرای عشقت / اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
درباب جینی
-در دل ما جینی مهربانی / به چه ماند؟ به ماه آسمانی
-نه یادش رود در روز مدارا نهی یادش رود در روز دعوا!
-گر جینی نماند وای جانم / که بی جینی یک ساعت نمانم
- جینیا بده چوب دستی و آذرخشم را تا بگردم دنبال جان پیچ ها
دامبلدور
-(حرف دامبلدور)چه غم هاگوارتز را که دارد چون تو پشتیبان/چه باک از ولدمرت وقتی باشد هری جان
-(حقیقت)دامبلدور پاسبان هاگرید است / گرچه رامش به فر دولت اوست
-(حرف دامبلدور)گاه سفر آمد دامبلدور گفت جان پیچ زیاد است/پروا مکن,بشتاب,همت چاره ساز است
-(حقیقت)هاگوارتز پر از ولدمرتیان و دشمنان است/هری جلو دار است و دامبلدور میان دارا ست
-(یاد دامبلدور)تیز رو و تیز دو و تیز گام/خوش روش و خوش پرش و خوش خرام
ولدمرت
-حاصلی نیست به جز غم ز جهان ولدمرت را/شادی جان کسی را که ز قدرت آزاد است
-سنگین شد ای ولدمرت,بار گناه من و تو/یک نیم شب پر نگیرد ققنوس آه من و تو
نصیحت
-دریاب کنون هست چوب دستی ات هست به دست/که این سحر و جادو میرود دست به دست
هری پاتریستان
-همه ی هری پاتریستان که به هری پاتر کتاب میخوانید/دقایق عمر ما نیز به سوی فرجام خویش می شتابند
-صفحه ها به یکدیگر جای میسپارند/و در کشاکشی پیاپی از هم پیشی میجویند
محفل ققنوس
-معاش محفل ققنوس بدین نسق بود/که جان خویش به مروت نثار میکردند
به اتفاق ز بحر حیات هری/ هلاک خویش همه اختیار میکردند
داستان ولدمرت
-روزی هاگوارتز ولدمرتی به هوا خواست/و اندر طلب جادو پر و بال بیاراست
به خودش نظر کرد و چنین گفت:/امروز همه روی جهان زیر پای ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید/بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه بر خواست
ناگه ز هاگوارتز یکی هری پاتر نامی/چوب دستی اش بر قضای بد بگشاد بر جان پیچ او راست
هری را نگاه کرد و جان پیچ خویش بر او دید/گفتا:چه نالیم که از ماست که بر ماست

اشاره به نبرد هاگوارتز
-هری پاتر را با من بخوان باقی فسانه است/هری پاتر را بسیار خوانده ام,عاشقانه است
هاگوارتز غم بود و شبیخون بلا شد/هر روز عاشورا و هر جا کربلا شد
مرگ خواران به قامت شب می تنیدند/مشنگان بوی قیامت میشنیدند
هری از سکوت سرد شب دلگیر میشد/دل در رکاب آرزو ها پیر میشد
هری
-چو شد روز هری پوشید گبر/بر و بچ اش هم تن کردند گبری ز ببر
کمندی بر به فتراک زین بر به بست/بر آن آذرخش بالا بلند نشست
- همت رون و هرمیون فداکار بود/که ز بند ایام نجاتم دادند
- وقت است تا برگ سفر بر کینزکراس بندیم /دل بر عبور از دیوار بندیم
- ای هری ببین کجا میفرستمت/دنبال جان پیچ ها میفرستمت
حروف متفرقه
-تمام معلمان هاگوارتز در کارند/تا تو سحری به دست بیاوری و مشنگی نکنی
-فسانه گشت و کهن شد حرف دامبلدور/سخن نو آر که نورا حلاوتی دگر است
سخن آخر
-هری پاتر است برتر از خیال و قیاس و وهم/وز هر چه گفتند و شنیدیم خواندیم!
دارن شان
-وقت است تا برگ سفر بر کوهستان اشباح ببندیم/دل بر عبور از سد خار و خاره ببندیم
-شبحواره ها راه سفر در پیش دارند/پا د رکاب را هوار خویش دارند
-دارن من برخیز و آهنگ سفر کن / گر تیغ بارد, گو ارد جان سپر کن
-درن شان است برتر از خیال و قیاس وهم/وز هر چه گفتند و شنیدیم و خواندیم
سرزمین اشباح
-هرگز نمیرد دارن که دلش زنده شد به عشق/ثبت است در عالم اسم اشباحان پاک
گرگ و میش
-ایزابلا:گر کسی وصف ادوارد از من پرسد/بی دل از بی نشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوق اند/بر نیاید ز کشتگان آواز
-ادوارد:با من بیا همسفر باش بلا تا دور تا قله نور/در این سفر,دست عشق است پشت و پناه من و تو
-ادوارد:بلای من سرسبز ترین بهار تقدیم تو/آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گفتند لحظه ای است روئیدن عشق/آن لحظه تقدیم تو باد
بچه های بد شانس
-بودلر ها:امیدوار بود آدمی به خیر کسان/مرا به خیر تو امید نیست,کنت الاف شر رسان
-بودلر ها:کنت الاف بگذاشت ما را در دیده ی آب حسرت/گریان چو در قیامت,چشم گناه کاران
آراگون
-صافیرا از برای آراگون نیست/بلکه آراگون به خدمت اوست

|+| نوشته شده توسط کورتنی چتویند(پگاه) در یکشنبه 8 شهریور1388 و ساعت 18:9 |

Free Template Blog